فکر میکنم من تنها عروس توی دنیا بودم که تو کیف عروسیش سنگ کلیه همسرشو گذاشته بود. خوب چیکار کنم درست بیست روز قبل عروسی عملت کرده بودن و سنگت رو هم که گرفتم گفتن باید بدین آزمایش و از اون موقع هم هی دنبال کارای عروسی بودیم و من طفلک دنبال کارای پایان نامه ام... وقت نشده بود و همه جا باهام بود تا اگه یه فرصتی پیدا کنم یا خودم ببرم یا بدم کسی ببره آزمایشگاه که نشده بود تا اون موقع.
:: موضوعات مرتبط:
خاطرات من ,
,
:: بازدید از این مطلب : 238
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3